<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
		>
<channel>
<title>هنگویه</title>
<description>عمومی</description>
<atom:link href="http://haji-a-kork.samenblog.com/rss/928/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
<link>http://haji-a-kork.samenblog.com/</link>
<generator>RSS Generated by SamenBlog.com</generator><item>
<title>اهميت مثنوي معنوي براي مردم بوسني و هرزگوين </title>
<link>http://haji-a-kork.samenblog.com/928.html</link><category></category>
<description><![CDATA[<p>از همان قرن پانزدهم ميلادي، وقتي كه عثماني ها داخل بوسني شدند، اطلاعاتي 
در باره ي مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي و شاهكار ادبي او، مثنوي 
معنوي، در ميان مردم بوسني رواج يافته است. بيشتر لشكريان عثماني به فرقه 
هاي مختلف صوفيانه نزديك بودند، از فرقه هاي گوناگون، و كمي پس از فتح شهري
 يا ناحيه اي ساختن تكيه يا خانقاه عادت ايشان بوده است. بوسني هم از اين 
قاعده مستثني نبوده است.<br />
<br />
عيسي بيگ اسحاقوويچ، مؤسس شهر سارايوو، در قرن پانزدهم براي مسافران و 
تاجران  در يك كاروان سرا تكيه اي ساخته است. در وقف نامه وي كه سال 1469 
م. نوشته شده است هيچ جا نمي توان يافت كه اين تكيه ي فرقه مولويه است يا 
فرقه اي ديگر. اما با اطمينان مي توان به نتيجه رسيد كه اين تكيه ي فرقه ي 
مولويه بوده، چون نسخه اي از مثنوي معنوي وجود دارد كه دو قرن بعد به دست 
مردي به نام محمد البوسنوي رو نويس شده است. در آخرين صفحه وي مي نويسد: 
اين نسخه دلپذير و كتاب عديم النظير به مددكاري فيض باري بدين طرز و اسلوب و
 طرح و طور مرغوب اهتمام يافت به قلم شكسته رقم اضعف الفقراء و بنده مولانا
 درويش محمد المولوي البوسنوي در زاويه ي جديده كه براي درويشان مولويه در 
محروسه سراي المحميه بنا و احيا شده و كان ذلك سنه 1058.<br />
<br />
اين تكيه معروفترين تكيه هاي مولوي در بوسني به شمار مي آيد. تكيه چند بار 
سوخته و ويران شده بوده  و باز هم ساخته مي شده است. نهايتا سال 1957 نابود
 شده و بعد از آن ترميم نيافته است. جالب است كه در اين تكيه چماق آخرين 
ديد(did) بوسنيايي نگهدار مي شده و آن هم از ميان رفته است.</p>
<p>درويشان فرقه ي مولويه بهترين شاعران و نويسندگان بوسنيايي از زمان حكومت 
عثماني بودند. براي نمونه چند تن از آنها ذكر مي كنيم: درويش پاشا 
بايزيداگيچ (1552 – 1603 م.) واقف شهر موستار، كه در بوسني در چند قرن اخير
 مثل شيراز از زمان حافظ و سعدي در ايران بوده، سر آمد آنها است. درويش 
پاشا يك ديوان اشعار به زبان تركي دارد و يك ديوان به زبان فارسي. قصد 
داشته بود  كتابي مثل مثنوي معنوي به رشته تحرير در آورد ولي به نتيجه اي 
قابل توجه نرسيده است. وي  &quot;دار المثنوي&quot; را در موستار تأسيس كرده و پس از 
وفاتش فوزي موستاري تدريس در دار المثنوي را بر عهده گرفت. درويش پاشا 
شاگرد احمد سودي، شارح پر آوازه آثار حافظ و سعدي و مولانا، است. مي گويند 
كه شرح سودي بر مثنوي معنوي به اندازه ي شرح هاي ديوان حافظ و بوستان و 
گلستان سعدي شهرتي نيافته است.  دليل آن اين است كه اين شرح بر اساس خصوصيت
 هاي زباني مثنوي معنوي نوشته شده و براي فهميدن متن آن چندان سودمند نيست.
 علت ديگر اين است كه شرح هاي زيادي بر مثنوي معنوي در تركيه در دست بود. 
شيخ فوزي موستاري، مؤلف كتاب بلبلستان، شيخ مولويان در موستار بود. فوزي 
مهمترين نويسنده بوسنيايي به زبان فارسي هست. هرگز به ايران مسافرت نكرده 
ولي به سبب مولوي و آثار وي فارسي را خوب آموخته و كتابي پرارزش تأليف كرده
 است. بايد هم فاضل پاشا شريفوويچ را ذكر كرد، كه ديوان اشعار به تركي  و 
وقفي را كه در آن كمك مالي براي درس هاي مثنوي معنوي تعيين مي كند، به 
يادگار گذاشته است.<br />
<br />
در طول قرن ها مثنوي معنوي در سارايوو خوانده مي شده است. كساني با لقب 
مثنوي خوان بودند و آنها براي ديگران متن مثنوي معنوي را مي خواندند و در 
باره ي آن توضيحاتي مي دادند. استاد صالح تراكو مردي  به نام توكلي ده ده  
به عنوان اولين مثنوي خوان سارايوو ذكر مي كند. وي در قرن هفدهم مي زيسته 
اما اولين كسي كه مثنوي معنوي را مي خواند نبود. قبل از او هم مثنوي شناسان
 در بوسني وجود داشتند. يكي از آنها سياهي مصطفي بوشناك است (قرن شانزدهم) 
كه به ابن عربي و مولانا جلال الدين علاقه ي خاصي داشت و به لقب شارح مثنوي
 مشهور بود.<br />
<br />
بايد گفت كه تنها مشايخ فرقه ي مولويه مثنوي معنوي را درس نمي دادند، بلكه 
مشايخ فرقه هاي ديگر نيز مثنوي خوانان مشهوري بوده اند. بنا بر رواياتي، 
عالماني كه حتي صوفي نبودند  مثنوي معنوي را شرح مي كردند. بنا بر اين، مي 
توان گفت كه تسلط بر زبان فارسي در سارايووي قرن هاي هفدهم، هجدهم و نوزدهم
 نشانه اي از برتري و مقام عالي اجتماعي بوده است، و بوشناكان اين زبان را 
زبان ادبيات مي ديدند، علاوه بر تركي، كه بيشتر زبان اداري، و عربي، كه 
زبان علمي بود. عالمي به نام امين عيسويچ از هيچ فرقه ي صوفيانه پيروي نمي 
كرد و مثنوي معنوي را درس مي داد و زبان فارسي را هم خوب مي دانست. بعد از 
وفاتش سال 1816 م. اهالي سارايوو مي گفتند: وفات يافت عيسوي، تمام شد 
مثنوي.<br />
<br />
با فرو پاشي دولت عثماني و روي كار آمدن دولت اتريش خواندن مثنوي معنوي در 
بوسني و هرزگوين ادامه يافته است. تعليم زبان فارسي و خواندن و شرح مثنوي 
معنوي در تكيه اي كه از پيش ذكر آن رفت بر گزار مي شد. معروفترين مثنوي 
خوان در آن زمان رئيس العلماي يوگسلاوي آقاي جمال الدين چاوشويچ بود. وي 
هنگام تحصيلات در استانبول با فرقه ي مولويه آشنا شد. شيخ وي حاجي محمد 
اسعد ده ده بود و چاوشويچ از او فارسي را ياد گرفت و مثنوي معنوي را درس مي
 خواند. پس از آن، آقاي چاوشويچ به سارايوو آمده، به منصب رئيس العلما 
رسيده و مثنوي خوان سارايوو شده است. بيست سال در منصب مثنوي خوان ماند و 
به شاگردان و علاقه مندان درس مي داد. علاقه بسياري به شاهكار مولانا داشت و
 بهترين نشانه ي آن علاقه اين است كه در بسياري از سخن ها و وعظهاي خويش 
ابيات مناسبي مولانا را مي آورده است. بعد از وفاتش دوست نزديك وي مصطفي 
مرحميچ در خانه ي خودش مثنوي معنوي را مي خوانده و شرح مي كرده است. از اين
 مرد مراسم &quot;شب عروس&quot; آغاز مي كند. شب عروس ياد آوري از مولانا جلال الدين 
است كه هر سال در سالروز وفات مولانا بر گزار مي شود. عنوان مراسم، كه شب 
عروس باشد، شب عروس بنا بر نام غزل معروف مولوي بر گزيده شده است. غزل:<br />
<br />
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد <br />
گمان مبر كه مرا درد اين جهان باشد<br />
<br />
براي من مگري مگو دريغ دريغ<br />
به دوغ ديو درافتي دريغ آن باشد<br />
<br />
جناره ام چو ببيني مگو فراق فراق<br />
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد<br />
<br />
مرا به گور سپاري مگو وداع وداع<br />
كه گور پرده جمعيت جنان باشد<br />
<br />
فرو شدن چون بديدي بر آمدن بنگر<br />
غروب شمس و قمر را چرا زيان باشد<br />
<br />
ترا غروب نمايد ولي شروق بود<br />
لحد چو حبس نمايد خلاص جان باشد<br />
<br />
كدام دانه فرو رفت در زمين كه نروست<br />
چرا به دانه اين گمان باشد<br />
<br />
كدام دلو فرو رفت و پر بيرون نيامد<br />
ز چاه يوسف جان را چرا فغان باشد<br />
<br />
دهان چو بستي از اين سوي آن طرف بگشاد<br />
 كه هاي هوي تو در جو لا مكان باشد<br />
 <br />
<br />
شب عروس رويداد فرهنگي مهمي است زيرا شهر سارايوو را يكي از مراكز تصوف در 
جهان به شمار مي آورد. آقاي مرحميچ وصيت كرده است كه بعد از وفات وي آقاي 
فيض الله حاجي بايريچ  مثنوي خوان در سارايوو باشد. حاجي بايريچ سال 1972 
مجله ي &quot;شب عروس&quot; را راه انداخته و اين مجله هنوز هر سال كمي پس از بر 
گزاري مراسم شب عروس منتشر مي شود.  نام &quot;خواندن مثنوي معنوي&quot; از وي به 
&quot;تفسير قرآن به واسطه مثنوي معنوي&quot; تغيير شده است و  امروز هم به اين نام 
خوانده مي شود. آقا ي حاجي بايريچ جلد هاي اول و دوم مثنوي معنوي را ترجمه 
كرده و ترجمه ي جلد سوم نزديك به پايان بود كه در سال 1990 م. به جهان ديگر
 پيوسته است. حاجي بايريچ رباعيات خيام را هم ترجمه مي كرده ولي اين ترجمه ي
 وي هم چاپ نشده است.<br />
<br />
در سال هاي اخير اين شاهكار ادبيات ايران و جهان از انگليسي به بوسنيايي 
ترجمه مي شود و ارزش آن حتي قطره اي ارزش ترجمه از روي اصل فارسي ندارد. 
اميد است كه مثنوي معنوي از روي اصل فارسي بزودي ادامه يابد.<br />
<br />
 <br />
<br />
بدون شك، مولانا جلال الدين و مثنوي معنوي او مهمترين شاخص هاي رواج زبان 
فارسي در بوسني و هرزگوين مي باشند. به اين ترتيب پير قونيه دو ملت را كه 
مرز هاي سياسي آنها را از يكديگر دور مي كنند پيوندي داده است كه تا آخر 
الزمان قطع نخواهد شد. براي همين مي توان گفت كه مولوي و بزرگاني مانند وي 
مال يك ملت نيستند، بلكه مال همه ي ملت ها و همه ي مردم جهان.  <br />
<br />
	<br />
آقای منير دركيچ استاد زبان فارسی- دانشکده فلسفه - بوسنی </p><div><br />بزرگترین تالار گفتمان ایرانیان</div>
]]></description>
<pubDate>Fri, 13 Jul 2012 09:50:55 GMT</pubDate>
<dc:creator>haji-a-kork</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://haji-a-kork.samenblog.com/928.html</guid>
</item>
</channel>
</rss>